زين العابدين شيروانى

479

بستان السياحه ( فارسي )

غناست و از آن جمله به اين حديث ديكر كه عنبسة بن مصعب از امام جعفر صادق ( ع ) روايت كرده كه آن حضرت فرمودند سماع اللّهو و الغناء ينبت النّفاق فى القلب كما ينبت الماء الزّرع يعنى شنيدن لهو و غنا مىروياند نفاق را در دل چنانچه آب زرع را مىروياند و از بابت مجاز عقلى است چه خدا مىروياند زرع را بسبب آب و اين حديث نيز دلالت دارد بر يك فرد غنا كه لهو باشد چنانچه آيه كريمه دلالت مىكرد و از آن جمله اين حديث ديكر است كه يونس روايت مىكند كه سؤال كردم از خراسانى و كفتم كه هشام بن ابراهيم العبّاسى ذكر كرده كه تو رخصت داده در غنا حضرت ( ع ) فرمودند كه دروغ مىكويد زنديق ما هكذا قلت له سألنى عن الغناء فقلت له انّ رجلا اتى ابا جعفر ( ع ) فسئله عن الغناء فقال يا فلان اذا ميّز اللّه بين الحقّ و الباطل فاين يكون الغناء فقال مع الباطل فقال قد حكمت يعنى من همچنين نكفته‌ام براى او آرى سؤال كرد از غنا من جواب او كفتم مردى از حضرت امام محمّد باقر ( ع ) سؤال كرد از غنا پس حضرت ( ع ) جواب او كفت كه اى فلان زمانى كه خداى تعالى جدا كند حق را از باطل آيا غنا داخل حق خواهد بود يا باطل پس كفت كه البته غنا داخل باطل خواهد بود پس كفت حكم كردى تو بر بطلان غنا و از آن جمله حديث ديكر است كه در نهاية مذكور است كه يونس از عبد اللّه سنان و او از امام جعفر صادق ( ع ) روايت مىكند از رسول اللّه ( ص ) كه فرمودند اقرءوا القرآن بالحان العرب و اصواتها و ايّاكم و لحون اهل الفسق و الكبائر فانّه سيجيء من بعدى اقوام يرجعون القرآن ترجيع النوح و الغناء و الرّهبانيّة لا يجوز تراقيهم قلوبهم مقلوبة و قلوب من يعجب شانهم و فى بعض الرّواية العامّة و بعض الخاصّة مرويّة هكذا اقرءوا القرآن بلحون العرب و اصواتها و ايّاكم و لحون اهل الفسق و اهل الكتابين و سيجيء قوم من بعدى يرجّعون بالقرآن ترجيع الغناء و الرّهبانيّة و النّوح لا يجاوز حناجرهم مفتونة قلوبهم و قلوب الّذين يعجبهم شانهم يعنى بخوانيد قرآن را بحسن صوت عرب و بپرهيزيد از خواندن بطريق اهل فسق و آوازهاى اهل فجور و جماعتى كه كناهان كبيره مىكنند به درستى و تحقيق كه جماعتى بعد از من بيايند و آواز قرآن خواندن در كلو بكردانند و در خيشوم بلرزانند مثل آواز كردانيدن اهل غنا و به طرز رهبانيان و اهل نوحه و قوم نصارى قرآن از چنبرهاى كردن ايشان تجاوز نخواهد كرد كنايه از اينكه ثواب آن به آسمان بلند نخواهد بود و از ملاء اعلى فيضى بر چنين قرآن خواندن مترتّب نخواهد شد چه قصد قربت در آن نيست و از روى هوا و خواهش نفسانى مىخوانند و در بعضى روايت كه چنين باشد لا يجوز حناجرهم يعنى از خنجرهاى ايشان آن قرآن تجاوز نمىكند بلكه محض صوتيست كه در كلوى ايشان است و دلهاى اين جماعت فريفته دنيا و رعونت نفس خواهد بود كه صاحب عجب و كبر خواهند بود و اين روايت را صاحب مجمع البيان نيز نقل نموده و صاحب نهاية مىكويد كه الحان جمع لحن است و آن تطريبست با ترجيع صوت و تحسين قرائت و بعد از ان كفته كه يحتمل مراد اين باشد كه قراء در اين روزكار كه در محافل و مجالس مىخوانند تا اينجا كلام اين اثير بود حاصل كه مراد از الحان عرب اللّه اعلم آن تطريب و ترجيعى است كه موجب حزن و شوق كردد چنانچه از حديث انّ القرآن نزل بالحزن فاذا قراتموه فابكوا و ان لم تبكوا فتباكوا يعنى قرآن نازل شده است بحزن پس هركاه قرآن خوانيد پس كريه كنيد يا خود را بكريه بداريد اكر كريه نيايد ظاهر مىشود و اين حديث نيز دلالت بر آن دارد كه عبد اللّه بن سنان از حضرت امام جعفر صادق ( ع ) روايت كرده كه انّ اللّه اوحى الى موسى بن عمران اذا وقفت بين يدىّ فقف موقف العبد الذّليل الفقير و اذا قرات القرآن فاسمعها بصوت حزين يعنى وحى كرد حقتعالى بموسى بن عمران كه هركاه در دركاه من ايستاده شوى چنان بايست كه بنده حقير ذليل نزد مولاى خود ايستد يعنى بخضوع و خشوع بايست و هركاه كلام من كه تورية است مىخوانى بشنو ان تورية مرا بصوت حزين و اين حديث نيز كه در كافى از ابى بصير منقولست دلالت بر آن دارد كه قلت لابى جعفر ( ع ) اذا قرات القرآن فرفعت صوتى جائى الشّيطان فقال انّما ترانى بهذا اهلك و النّاس فقال يا ابا محمّد